شهادت
مظلومانه سيد الشهدا و يارانش در كربلا،تأثير بيدارگر و حركت آفرين داشت و خونى
تازه در رگهاى جامعه اسلامى دواند و جو نامطلوب را شكست و امتدادهاى آن حماسه،در
طول تاريخ،جاودانه ماند.حتى در همان سفر اسارت اهل بيت نيز تأثيرات سياسى اين
حادثه در انديشههاى مردم آشكار شد.گروهى از اسرا را كه به شام مىبردند، چون به
تكريت رسيدند،مسيحيان آنجا در كليساها جمع شدند و به نشان اندوه بر كشته شدن
حسين«ع»،ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند.به شهر«لينا»نيز
رسيدند.مردم آنجا همگى گرد آمدند و بر حسين و دودمانش سلام و درود فرستادند و
امويان را لعن كردند و سربازان را از آنجا بيرون كردند.چون خبر يافتند كه
مردم«جهينه»هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند وارد آن نشدند.به قلعه«كفر
طاب»رفتند،به آنجا نيز راهشان ندادند.به حمس كه وارد شدند،مردم تظاهرات كردند و
شعار دادند:«اكفرا بعد ايمان و ضلالا بعد هدى؟»و با آنان درگير شدند و تعدادى را
كشتند.(1) برخى
از تأثيرات حماسه عاشورا از اين قرار است: 1ـ
قطع نفوذ دينى بنى اميه بر افكار مردم 2ـ
احساس گناه و شرمسارى در جامعه،بخاطر يارى نكردن حق و كوتاهى در اداى تكليف 3ـ
فرو ريختن ترسها و رعبها از اقدام و قيام بر ضد ستم 4ـ
رسوايى يزيديان و حزب حاكم اموى 5ـ
بيدارى روح مبارزه در مردم 6ـ
تقويت و رشد انگيزههاى مبارزاتى انقلابيون 7ـ
پديد آمدن مكتب جديد اخلاقى و انسانى(ارزشهاى نوين عاشورايى و حسينى) 8ـ
پديد آمدن انقلابهاى متعدد با الهام از حماسه كربلا 9ـ
الهام بخشى عاشورا به همه نهضتهاى رهايى بخش و حركتهاى انقلابى تاريخ 10ـ
تبديل شدن«كربلا»به دانشگاه عشق و ايمان و جهاد و شهادت،براى نسلهاى انقلابى شيعه 11ـبه
وجود آمدن پايگاه نيرومند و عميق و گسترده تبليغى و سازندگى در طول تاريخ،بر محور
شخصيت و شهادت سيد الشهدا«ع» از
نهضتهاى شيعى پس از عاشورا،مىتوان«انقلاب توابين»،«انقلاب مدينه»،«قيام
مختار»،«قيام زيد»،و...حركتهاى ديگر را نام برد. تأثير حماسه عاشورا را در
انقلابهاى بزرگى كه در طول تاريخ،بر ضد ستم انجام گرفته،چه در عراق و ايران و چه
در كشورهاى ديگر،نبايد از ياد برد. «فرهنگ
شهادت»و
انگيزه جهاد و جانبازى كه در انقلاب اسلامى ايران و هشت سال دفاع مقدس در جبههها
جلوهگر بود،گوشهاى از اين تأثير پذيرى است.شعار«نهضت ما حسينيه،رهبر ما
خمينيه»كه در مبارزات ملت مسلمان ايران بر ضد طاغوت طنين افكن بود و نيز شور حسينى
جبهههاى رزم ايران،گواه روشن تأثير گذارى كربلا در قرنها پس از آن حماسه مقدس
است. يكى
از نويسندگان محقق، نتايج نهضت كربلا را عبارت مىداند از: 1ـ
پيروزى مسأله اسلام و حفظ آن از نابودى 2ـ
هزيمت امويان از عرصه فكرى مسلمين 3ـ
شناخت اهل بيت بعنوان نمونههاى پيشوايى امت 4ـ
تمركز شيعه از بعد اعتقادى بر محور امامت 5ـ
وحدت صفوف شيعه در جبهه مبارزه 6ـ
ايجاد حس اجتماعى در مردم 7ـ
شكوفايى موهبتهاى ادبى و پديد آمدن ادبيات عاشورايى 8ـ
منابر وعظ و ارشاد،به عنوان وسيله آگاهانيدن مردم 9ـ
تداوم انقلاب بصورت زمينه سازى نهضتهاى پس از عاشورا(2) حادثه
كربلا،گشاينده جبهه اعتراض عليه حكومت امويان و سپس عباسيان شد،چه به صورت فردى كه
روحهاى بزرگ را به عصيان و افشاگرى واداشت،و چه به شكل مبارزههاى گروهى و قيامهاى
عمومى در شهرى خاص يا منطقهاى وسيع.(3) خون او تفسير اين اسرار كرد ملت
خوابيده را بيدار كرد(4) پىنوشتها 1-
عاشورا فى الأدب العاملى المعاصر،ص 54
به نقل از منتخب طريحى و مقتل ابى مخنف. 2-
براى تفصيل آن ر.ك:«حياة الامام
الحسين»،باقر شريف القرشى،ج 3،ص 436،(معطيات الثورة) . 3-
در اين زمينه ها ر.ك:«الانتفاضات
الشيعيه»،هاشم معروف الحسنى،«امامان و جنبشهاى مكتبى»،محمد تقى مدرسى. 4-
كليات اقبال لاهورى،ص .75 از همه دوستان التماس دعای زیاد داریم حماسه عاشورا را زنان و مردانى ساختند كه مرگ سرخ و شهادت را بر زندگى ذلتبار
ترجيح دادند تا گلواژه آزادى و آزادگى همواره در تاريخ سبز بماند.
در
اين حماسه خونين بيشتر به نقش آفرين مردان و يارانى كه در ركاب حضرت به فوز عظيم
شهادت نايل شدند توجه شده است و نقش زنان كمتر مورد توجه بوده است. تنها در حماسه
عاشورا از اسوه صبر و مقاومت زينب كبرى (س) و نقش وى در پيام رسانى صحبتشده است و
نقش ديگر زنان حماسه شعور و شرف و آزادگى مورد غفلت واقع شده است، از اين رو در
اين مقاله به معرفى اجمالى زنان حماسهساز در نهضت عاشورا مىپردازيم. بدون
ترديد در طول تاريخ اسلام و به ويژه تشييع زنان از سهم بسزايى برخوردار بودهاند و
عاشورا نيز برههاى از همين تاريخ سراسر صبر و ايثار و مقاومت و خودآگاهى است.
زنان مسلمانان از بدو تولد اسلام به جهانيان نشان دادند كه از آگاهى و شناخت و
شعور برخوردارند و بر خلاف آنچه سردمداران دفاع حقوق زن مىپندارند، زن مسلمان نه
عروسك حرمسرا و نه موجودى به دور از واقعيتها و مسايل اجتماعى و سياسى و نظامى است
و تاريخ عاشورا بيانگر اين واقعيت است، چنانكه زمانى كه افرادى چون عمر سعد در
انتخاب صراط مستقيم راه را گم كردند و افرادى چون زهير بن قين كه در يارى امام
دچار ترديد شده بودند، زنانى چون دلهم ( همسر زهير ) شوهرش را به يارى امامش دعوت
كرد و او را از تنگناى امتحان سرفراز بيرون آورد. نيز زنانى چون ام وهب و بانوى
غيريه قاسطيه كه شجاعت در ركابشان مردانگى آموخت. ادامه دارد: و میدانیم كه حكومت الهي توسط انبياء و ائمه معصوم ، و به اذن خداوند
هدايت مردم را بعهده دارند. در قرآن هم اشاره كرده است كه : (( اي مومنين ، خدا و
رسول و صاحبان امر را اطاعت كنيد . پس اگر در چيزي نزاع و اختلاف كرديد وظيفه آن
است كه به خدا و رسول مراجعه كنيد ، اگر به خدا و قيامت ايمان داريد اين امر بهتر
و نيكوترين تعبير است)). و اما اختلاف
در اين است كه اينها چه كساني هستند كه اطاعتشان مقرون به اطاعت خداوند است و رسول
خدا است ؟ در تفاسير شيعه و پاره اي از تفاسير اهل سنت آمده است كه مراد از اولي
الامر ، فقط اهل بيت پيامبر و اوصياء و خلفاي اويند . كه اول آنها حضرت امير
المومنين علي (ع) و آخرين آنها حضرت امام مهدي (عج) است. اصل روايت از جابر بن عبدالله انصاري است كه از آيه ي
شريفه از پيامبر سؤال كرد كه يا رسول الله مراد از اولي الامر در آيه چه كسي و چه
كساني است ؟ فرمودند : ((مراد از اين ها در آيه ، جانشينان منند و پيشوايان مسلمين
پس از من ، اول آن ها علي بن ابي طالب (ع) و سپس حسن و سپس حسين و سپس علي بن حسين
و سپس محمد بن علي در تورات معروف به باقر ، كه تو يا جابر او را درك مي كني و
وقتي او را ملاقات كردي سلام مرا به او برسان ، سپس جعفر بن محمد صادق ، سپس موسي
بن جعفر ، سپس علي بن موسي ، آنگاه محمد بن علي ، و بعد علي بن محمد و سپس حسن بن
علي ، آنگاه هم نام و كينه من ، حجت خدا در زمين و يادگار الهي بين بندگانش .
فرزند حسن بن علي ، آن كس كه خداوند به دست او شرق و غرب زمين را فتح مي كند ، آن
كس كه شيعيانش و دوستانش غيبت دارد ، غيبتي كه به امامت او ثابت قدم نخواهد ماند
مگر كسي كه خداوند دلش را بوسيله ايمان امتحان كند . جابر گويد : پرسيدم يا رسول
الله آيا شيعيان در غيبت از او بهره مي برند ؟ فرمودند : آري قسم به كسي كه مرا به
نبوت مبعوث كرد ، آنها از نور او منور به ولايت بهره مند مي شوند همانند بهره بردن
مردم از خورشيد پشت ابر . و سخن پاياني در اين باب آن است كه محبت و ولايت ما
نسبت به اهل بيت (ع) زماني مفيد است كه مطيع خدا و دستورات او باشد. و در سخن ديگري از حضرت صاحب الامر (عج) رسيده است كه
مي فرمايد : ((و اما الحوادث الواقه فارجعوا فيها الهي رواه
حدثينا فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله عليهم )) ((در حوادثي كه در واقع مي شود به روايان حديث ما
رجوع كنيد چرا كه آنها حجت بر شمانيد و من حجت بر آنها هستم)) حوادث واقعه عبارت
از هرامر مستحدثه اي است كه نياز به كار شناسي و تخصص دارد تا با تلاش و كوشش ،
علم و تخصص و داربودن قوه استنباط احكام ، آنها را از متون ديني استخراج كند . و
مراد از روايان حديث كساني اند كه خود دين
رافهميده اند و به احكام و دستورات و روايات ، و صحت و سقم ، ناسخ و منسوخ ، مقيد
و مطلق ... احاديث آشنايند و توان استنباط احكام دين ، مطابق با نياز زمان را دارا
باشند. 

:ادامه مطلب:

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۸۹ساعت
توسط مجنون کربلا| |
نوشته شده در سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹ساعت
توسط مجنون کربلا| |
نوشته شده در چهارشنبه سوم آذر ۱۳۸۹ساعت
توسط مجنون کربلا| |





